باب سی و دوم - در حُرِیَّتْ
ابوعلی حسن بن احمد عثمانیقال الله تعالیٰ ویؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة
گفته اند بر خویشتن ایثار کردند از آزادگی ایشان از آنچه بیرون آمدند از آن و ایثار کردن بدان
ابن عباس رضی الله عنه گوید که پیغامبر صلی الله علیه وسلم گفت کفایت بود یکی از شما را آن قدر که قناعت بود بدان نفس او را و بازگشت شما با چهار رش و بدستی جای خواهد بودن و بازگردد کار همه بآخرت
و آزادگی آن بود که مرد از بندگی همه آفریدها بیرون آید و هرچه دون خدایست عزوجل آنرا در دل وی راه نبود و علامت درستی آن برخاستن تمیز بود از دل او میان چیزها و خطر شریف و وضیع از اعراض دنیا نزدیک او یکسان بود چنانک حارثه گفت پیغامبر را صلی الله علیه وسلم تن خویش از دنیا بازداشتم زر و خاک نزدیک من برابرست
از استاد ابوعلی شنیدم که گفت هر که اندر دنیا آید و ازان حر بود از دنیا بیرون شود و ازو حر بود
دقی حکایت کند از زقاق که گفت هر که اندر دنیا آزاد بود از بندگی او آزاد بود
استاد امام رحمه الله گوید حقیقت آزادی اندر کمال عبودیت بود چون در عبودیت صادق بود او را از بندگی اغیار آزادی دهند اما اگر بنده پندارد که بنده را مسلم بود که وقتی لگام بندگی از سر فرو کند و یک لحظه از حد فراتر شود از آنجا که امر و نهی است و وی ممیز است در دار تکلیف آن از دین بیرون آمدنست خداوندتعالی پیغامبر را گفت صلی الله علیه وسلم واعبد ربک حتی یأتیک الیقین مرا پرست تا وقت مرگ میان مفسران اجماعست که بیقین اجل خواست و آنچه قوم اشارت کنند بدان از حریت آنست که بنده بدل در تحت بندگی هیچ چیز نشود از مخلوقات نه از آنچه اندر دنیا است و نه از آنچه در آخرتست دنیا را و هوا و آرزوی و خواست و حاجت و حظ را اندرو هیچ نصیب نباشد
