باب چهل و پنجم - در صُحْبَت
ابوعلی حسن بن احمد عثمانیقال الله تعالی ثانی اثنین اذهما فی الغار اذ یقول لصاحبه لاتحزن ان الله معنا
چون خداوند تعالی صدیق را رضی الله عنه صحبت اثبات کرد که رسول صلی الله علیه وسلم بروی شفقت برد چنانک خبر داد اذیقول لصاحبه لاتحزن ان الله معنا و آزاد مرد مشفق باشد برآنکس که با وی صحبت دارد
انس مالک رضی الله عنه گوید که پیغامبر صلوات الله علیه گفت کی بود که دوستان خویش را بینم یاران گفتند پدران و مادران ما فداء تو شوند نه ما دوستان توایم گفت شما یاران منی اما دوستان من قومی باشند کی مرا ندیده بمن ایمان آورند و من بدیشان آرزومندم
بدانک صحبت بر سه قسمت بود صحبتی با آنک بزرگتر از تو باشد بجاه یا بسال و آن در حقیقت خدمت بود و صحبت بود با آنکس که فرودتر بود و آن صحبت شفقت و رحمت بود بر متبوع و بر تابع وفا و حرمت واجب بود و صحبتی بود با همسران و آنک بر درجه با تو راست باشد آن بایثار اولیتر و جوانمردی و هرکه با پیر ی صحبت کند بر تبت ازو برتر راه این کس دست بداشتن اعتراض بود و هرچه ازو پدید آید بر نیکوترین روی حمل کردن و با احوال او ایمان داشتن از منصور مغربی شنیدم که یکی از اصحابنا از وی پرسید چند سال با عثمان مغربی صحبت کردی او بخشم در وی نگریست و گفت من با وی صحبت نکردم بلک خدمت او کردم و آنک از تو فروتر بود با وی صحبت کنی اگر اندر حال او نقصانی بینی و او را بر آن تنبیه نکنی آن خیانت از تو باشد
