شمارهٔ ۲۴۴
اسیر شهرستانیآنکه لعلش بیشتر از نیشتر دل می برد
گر به خاطر بگذرد شیرین شکر دل می برد
غیر حرف او نمی دانم چه گویم در جواب
هرکه می پرسد ز حال من خبر دل می برد
شاهد رنگین دنیا جلوه ای دارد مپرس
می خورد خون جگر تا در نظر دل می برد
آنکه لعلش بیشتر از نیشتر دل می برد
گر به خاطر بگذرد شیرین شکر دل می برد
غیر حرف او نمی دانم چه گویم در جواب
هرکه می پرسد ز حال من خبر دل می برد
شاهد رنگین دنیا جلوه ای دارد مپرس
می خورد خون جگر تا در نظر دل می برد