شمارهٔ ۴۴
امیر شاهی سبزواریای دل ایام هجر شد بنیاد
رو که مرگ نوت مبارک باد
دل سوزان من ز آه من است
چون چراغی نهاده در ره باد
آنچنانم به یاد تو مشغول
که فراموشیم برفت از یاد
مژده ده روزگار را که گذشت
عیش پرویز و محنت فرهاد
سرو آزاد بنده قد تست
ای غلام تو بنده و آزاد
گفتی افتاد شاهی از نظرم
کاشکی اینچنین نمی افتاد
