شمارهٔ ۲۸۰
امیر معزی نیشابوریای نگاری که به حسن از تو زند حور مثل
ای غزالی که سزاوار سرودی و غزل
بر عرب هست ز بهر تو عجم را تفضیل
که عجم وصف تو گفته است و عرب وصف طلل
سرو زیر حلل و ماه بود زیر حلی
چون تو آراسته باشی به حلی و به حلل
خوی گرفته است بناگوش تو از شرم چنانک
وقت شبگیر بود بر سمن و نسرین تل
آن گلابی است مصور که همه ساله بود
مشک بر سیم کند حلقه زلفین تو حل
دلی از دست به دستان وحیل استده ای
ازکه آموخته ای این همه دستان وحیل
من به نزدیک تو چون آیم کز نرگس مست
بنمایی به من از دور همی تیغ اجل
شرف دین و قوام دول و عمده ملک
