شمارهٔ ۳۹۴
امیر معزی نیشابوریخدای ماست خداوند آسمان و زمین
منزه از زن و فرزند و از همال و قرین
مقدری که بر او نسپرد سپهر و نجوم
مصوری که بر او نگذرد شهور و سنین
مؤثری که به تأثیر صنع و قدرت او
محل روح شود نطفه در قرار مکین
وز اندرون سه ظلمت که هر سه پنهان است
بود به تقویت او حیات و قوت جنین
بلند کوه به تقدیر و صنع او هر روز
از آفتاب نهد بر سر افسر زرین
نطاق منطقه سازد به امر او هر شب
سپهر آینه گون از مجره و پروین
عنایت نظر او جوان و تازه کند
جهان پیر وکهن را به ماه فروردین
به باغ و راغ فرستد به دست باد بهار
