شمارهٔ ۴۵۷
امیر معزی نیشابوریای زلف دلبر من پربند و پرشکنی
گاهی چو وعده او گاهی چو پشت منی
گه دام سرخ ملی گه بند تازه گلی
گه درع معصفری گه طوق نسترنی
گه خوشه عنبی گه عقده ذنبی
گه پرده قمری گه حلقه سمنی
چون رأی تیره دلان پرپیج و تاب و خمی
چون راه بدکنشان پررنگ و زرق و فنی
گویی دلیل غمی کاسیب جان و دلی
گویی قضای بدی کاشوب مرد و زنی
چون معجزه عجبی چون نادره مثلی
چون سلسله گرهی چون دایره شکنی
نور فریشتگان در زیر دامن توست
از تیرگی تو چرا چون جان اهرمنی
از مشک سوده کشی بر سیم ساده رقم
