شمارهٔ ۹۴
اوحدالدین کرمانیبا دل گفتم که این چه زیر و زبری است
میل تو مدام سوی شاهد از چیست
دل گفت مرا چونک در او می نرسم
بی سایه او بگو که چون شاید زیست
با دل گفتم که این چه زیر و زبری است
میل تو مدام سوی شاهد از چیست
دل گفت مرا چونک در او می نرسم
بی سایه او بگو که چون شاید زیست