بخش ۳۸ - در منع تبختر و طیش
اوحدی مراغهاینرم باش ای پسر به رفتن نرم
تا نگردد دلت به رفتن گرم
این صفتهای لاابالی چیست
تو چه دانی که چند خواهی زیست
گفته ای از جهان چو میگذریم
خود بیا تا غم جهان نخوریم
گر نمانی نه در شمار شوی
ور بمانی نه کم وقار شوی
چه ضرورت به ترک تازیدن
پیش شمشیر مرگ بازیدن
گوش بر قول ناخلف کردن
مال و اوقات خود تلف کردن
کوش تا خویش را نیارایی
که نمانی اگر بکار آیی
در تو چون روزگار چشم کند
چون تواند دلت که خشم کند
شاید ار حال خود بگردانی
