بخش ۴۷ - در نصیحت زنان بد
اوحدی مراغهایمکن ای شاهد شکر پاره
دل و دین را به عشوه آواره
یا مگرد آشنای و شوی مکن
یا به بیگانه رای و روی مکن
زشت باشد که همچو بوالهوسان
نان شوهر خوری و کیر کسان
به چه از خانه سر به در داری
گر نه سر با کسی دگر داری
سر بازی و پای رقاصی
چون توان یافت بی تن عاصی
زلف بشکستن و نهادن خال
چون حلال است و نیست بوسه حلال
ایزدت داد حسن و زیبایی
هم ز ایزد طلب شکیبایی
ستر زن طاعتی بزرگ بود
سگ به از زن که او سترگ بود
سقف و دیوار و چادر و پرده
