بخش ۶۲ - در تحریص بر محافظت فرزندان از شر ناپاکان
اوحدی مراغهایای پدر خود پز این سرشته تو
تو بهی باغبان کشته تو
حارس بوستان در خانه
سر خر به که پای بیگانه
هم به علم خودش بده پندی
که نداری جزین پس افگندی
باغ بین را چه غم که شاخ شکست
باغبان راست غصه ای گر هست
نقد خود را به دست کس مسپار
که پشیمان شوی در آخر کار
طفل را نیست بهتر از دایه
کبک داند نهفتن خایه
طفل کو نورس جهان خداست
به گزافش کهن کنی نه رواست
زان جهان نورسیده معصومست
مرغ آن بام و شمع این بومست
