بخش ۲۳ - اندر تضرّع و عجز
سنایی غزنویاز تو زاری نکوست زور بدست
عور زنبور خانه شور بدست
زور بگذار و گرد زاری گرد
تا ز فرق هوا برآری گرد
زانکه داند خدای از سر حدق
کز تو زورست زور و زاری صدق
چون تو دعوی زور و زر داری
دیده را کور و گوش کر داری
روی و زر سرخ و جامه رنگارنگ
نام تو ننگ جوی و صلح تو جنگ
بر در حق به گرد زاری گرد
که به زاری شوی درین در فرد
این نه از وام توختن باشد
بی نیازی فروختن باشد
قدرتش را به چشم عجز مبین
خواجه آزاد کن مباش چنین
