بخش ۳۲ - فیاطّلاعه علی ضمائرالعباد
سنایی غزنویدانش او رهی رعایت کن
بخشش او مهم کفایت کن
شرب یک یک ز خلق دانسته
دادن و ضد آن توانسته
اوست مر فطرت ترا فاطر
دانش او منزه از خاطر
او ز تو داند آنچه در دل تست
زانکه او خالق دل و گل تست
چون تو دانی که او همی داند
خر طبع تو در گلت ماند
روی از آیین بد بگردانی
رای تو پرورد مسلمانی
چون به حلمش غرور خواهی داشت
نار در دل نه نور خواهی داشت
چون به علمش نگه نخواهی کرد
طمع حلم از او مدار ای مرد
