باب چهل و دوم: اندر آیین و شرط پادشاهی
عنصرالمعالی کیکاووسبدان ای پسر که اگر پادشاه باشی پارسا باش و چشم و دست از حرم مردمان دور دار و پاک شلوار باش که پاک شلواری پاک دینی است و در هر کاری رای را فرمان بردار خود کن و هر کاری که بخواهی کرد با خرد مشورت کن که وزیر پادشاهی خرد ست و تا روی درنگ بینی شتاب زدگی مکن و هر کاری که درخواهی شدن نخست شمار بیرون آمدن آن برگیر و تا آخر نبینی اول مبین و در همه کاری مدارا نگاه دار و هر کاری که به مدارا برآید جز به مدارا پیش مبر و بیداد پسند مباش و همه کارها و سخن ها را به چشم داد بین تا در همه کارها حق و باطل بتوانی دیدن که چون پادشاه چشم خردمندی گشاده ندارد طریق حق و باطل بر وی گشاده نشود همیشه راست گوی باش ولیکن کم گوی و کم خنده باش تا کهتر ان تو با تو دلیر نگردند که گفته اند که بدترین کاری پادشاه را دلیر ی رعیت و نافرمانی حاشیت باشد و عطایی که ازو بباید به مستحقان برسد و عزیز دیدار باش تا به چشم رعیت و لشکری خوار نگردی و زینهار خویشتن را خوار مدار و بر خلقان حق تعالی رحیم باش اما بر بی رحمان رحمت مکن و بخشایش عادت مکن ولکن به سیاست باش خاصه با وزیر خویش البته خویشتن را تسلیم القلبی به وزیر خویش منمای و یکباره محتاج رای او مباش و هر سخنی که وزیر بگوید در باب کسی و طریقی که نماید بشنو اما در وقت اجابت مکن بگوی که تا بنگریم آنگاه چنانک باید بفرماییم بعد از آن تفحص آن کار بفرمای کردن تا در آن کار صلاح تو می جوید یا نفع خویش چون معلوم کردی آنگاه چنانک صواب بینی جواب میده تا ترا زبون رای خویش نداند هر کس را که وزارت دادی در وزارت او را تمکینی تمام کن تا کارها و شغل و مملکت تو فرو بسته نماند {و اگر پیر باشی یا جوان وزیر پیر دار و جوان را وزارت مده از آنکه گفته اند اندرین باب ع
