شمارهٔ ۸۲۷
کمالالدین اسماعیلدر جنگ غمت گر نه زبون آمدمی
کی چون سر زلف تو نگون آمدمی
گر عارض تو مرا بخود ره دادی
چون خط تو از پوست برون آمدمی
در جنگ غمت گر نه زبون آمدمی
کی چون سر زلف تو نگون آمدمی
گر عارض تو مرا بخود ره دادی
چون خط تو از پوست برون آمدمی