شمارهٔ ۲۸ - وقال ایضاًفی النصیحة
کمالالدین اسماعیلز کار آخرت آن را خبر تواند بود
که زنده بر پل مرگش گذر تواند بود
به آرزو و هوس بر نیاید این معنی
به سوز سینه و خون جگر تواند بود
تو روز در غم دنیا و شب غنوده به خواب
ز کار آخرتت کی خبر تواند بود
وصال دوست طلب میکنی بلاکش باش
که خار و گل همه با یکدگر تواند بود
به ترک خویش بگو تا بکوی یار رسی
که کارهای چنین با خطر تواند بود
کسی به گردن مقصود دست حلقه کند
که پیش تیر بلاها سپر تواند بود
ز آب خوش نتوان یافت عقد در خوشاب
که تلخ و شور مقر گهر تواند بود
چو نیشکر اگرت خوشدلی همی باید
ز پای تا به سرت در کمر تواند بود
کلاه ملک طلب می کنی قبا دربند
که سرفرازی با بیم سر تواند بود
حیات باقی خواهی بدان که این دولت
ز چار حد طبایع به در تواند بود
