شمارهٔ ۱۳۴
مشتاق اصفهانیخدات خواهی اگر از بلا نگه دارد
مرا تو نیز نگهدار تا نگه دارد
رسیده ایی به کمال جمال یوسف من
ترا ز آفت گرگان خدا نگه دارد
چراغ حسن ترا کافتاب پروانه ست
سپهرش از دام باد صبا نگه دارد
خوشم بسایه ات ای طایر همایون بال
ترا زمانه ز دام بلا نگه دارد
ترا که روح روان منی ز دیده خصم
فلک نهفته چو آب بقا نگه دارد
ز هجر وصل تو فریاد چند مشتاق
مرا میانه خوف و رجا نگه دارد
