شمارهٔ ۵۰
مشتاق اصفهانیآن کس که بود به دلبری فرد اینست
آن گل که نموده چهره ام زرد اینست
دردم گر هست بی دوا نبود درد
می بیند و طعنه می زند درد اینست
آن کس که بود به دلبری فرد اینست
آن گل که نموده چهره ام زرد اینست
دردم گر هست بی دوا نبود درد
می بیند و طعنه می زند درد اینست