فصل - مذمت ضرب و شتم، فحش، لعن و طعن
ملا احمد نراقیبدان که از آثار و لوازمی که بر حقد و عداوت مترتب می گردد ضرب و فحش و لعن و طعن است و بسا باشد که اینها از مجرد غضب نیز صادر گردند و می شود که به جهت همنشینی اوباش و اراذل و مصاحبت فساق و جهال و کسانی که هرزه گو و معتاد به فحش دادن هستند فحش دادن عادت کسی شود که بدون دشمنی و غضبی فحش به زبان او جاری گردد و شکی نیست که همه این امور مذموم است و قبیح و در شریعت غرا حرام صریحند و موجب حبط اعمال و مولد خسران مآلند و ملیین و حکماء و متشرعه و سایر عقلاء بر خباثت آنها متفق و عقل و شرع بر حرمت آنها دو شاهد صادق
اما ضرب که عبارت است از زدن با دست با چوب یا آلتی دیگر پس بدون جهت شرعیه در حرمت آن شکی نیست و هیچ طایفه از طوایف بنی آدم و هیچ فرقه از فرق عالم بی جهت و سبب شرعی تجویز زدن کسی را نکرده اند و در اخبار و آثار نهی صریح از آن شده و وارد شده است که هر که مردی را تازیانه زند حق تعالی او را تازیانه ای از آتش خواهد زد
و اما فحش و دشنام و هرزه زبانی و بدگویی منشأ همه اینها خباثت نفس و دنایت طبع است و هر که زبان او به اینها دراز البته خبیث النفس و از جمله اراذل و اوباش معدود است بلکه از بعضی اخبار مستفاد می شود که رذل مخصوصی شخصی است که مضایقه نداشته باشد از اینکه هر چه بگوید و هر چه به او بگویند
