فصل سوم - در بیان صفت نیکوی عفت
ملا احمد نراقیدانستی که ضد این دو جنس صفت عفت است و آن عبارت است از مطیع و منقاد شدن قوه شهویه از برای قوه عاقله تا آنچه امر فرماید درخصوص اکل و شرب و نکاح و جماع متابعت کند و از آنچه نهی فرماید اجتناب نماید و آن حد اعتدال است که در شرع و عقل پسندیده است و دو طرف افراط و تفریط آن مذموم و ناپسند است
پس گمان نکنی که آنچه وارد شده است در فضیلت جوع و گرسنگی افراط در آن ممدوح باشد چگونه می تواند چنین باشد و حال اینکه غرض از خلقت انسان بندگی کردن است و آن موقوف است بر قوت و نشاط طبع و شکی نیست که گرسنگی بسیار قوت را زایل و نشاط را باطل می کند پس مراد از آن اندک خوردن است به حدی که آدمی ثقل غذا را نفهمد و حیوانیت بر او غالب نشود و همیشه راغب به غذا بوده باشد نه به حدی که از قوت بیفتد و مزاج را فاسد کند زیرا که آن خارج از حد اعتدالی است که مقصود شارع است و غیر از معنی عفت است که در اخبار بسیار مدح آن وارد شده حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمود که افضل عبادات عفت است و حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرمود هیچ عبادتی افضل از عفت شکم و فرج نیست و به این مضمون از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نیز روایت شده است
و بدان که اعتدال در چیز خوردن آن است که این قدر چیزی بخورد که ثقل معده و الم گرسنگی هیچ یک را نفهمد بلکه از یاد شکم بیرون رود و از آن متأثر نگردد زیرا که مقصود از خوردن زنده بودن و قوت عبادت است و ثقل طعام آدمی را کسل و از عبادت مانع می شود و الم گرسنگی نیز دل را مشغول می کند و از کار باز می دارد پس سزاوار آن است که چنان چیزی خورد که اثری از اکل در او نباشد تا شبیه به ملایکه گردد که ایشان نه از ثقل معده متأثر و نه از گرسنگی متضرر می گردند و از این جهت خدای تعالی فرمود کلوا و اشربوا و لا تسرفوا یعنی بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید و این نسبت به اشخاص و احوال و غذا مختلف می گردد و معیار آن است که تا بسیار رغبت نداشته باشد نخورد و هنوز رغبت او باقی باشد دست بکشد و باید که غرض او از چیز خوردن لذت یافتن نباشد بلکه قوت یافتن از برای عبادت معبود مقصود او باشد و در صدد تحصیل غذاهای گوناگون نباشد بلکه اقتصار کند به نان خالی گاهی از گندمی و گاهی از جو و اگر به نان خورش ضمیمه نماید به یکی اکتفا کند و بر گوشت خوردن مداومت نکند و بالمره هم آن را ترک نکند
