فصل - نکات و دقایق باطنی سخاوت
ملا احمد نراقیاشاره شد به اینکه بذل و عطایی که لازم صفت جود و سخاوت است شامل اموری چند است که بعضی از آنها واجب و برخی مستحب است و در خصوص فضل و ثواب هر یک از آنها اخباری وارد شده و هر کدام را آداب و شرایط ظاهریه و نکته و دقایق باطنیه ای است و شرایط ظاهریه آنها در کتب فقه مذکور است
و در اینجا اشاره به بعضی از آداب و نکته های باطنیه آنها می کنیم لهذا می گوییم که عطاهای واجبه چند چیز است
اول زکاه و آن از همه عطایا اهم و بر جمیع صدقات مقدم است گلشن مکنت و ثروت را آب جاری و کشت زار آمال اهل زراعت و تجارت را نسیم بهاری است خزینه اموال متمولین را از دستبرد دزدان حوادث پاسبان و دیوار غنا و بی نیازی را از صدمه احتیاج و پریشانی پشتیبان و از این جهت آیات و اخبار بی پایان در مدح دهنده زکاه و ذم تارک آن وارد شده است
و حق سبحانه و تعالی در مواضع متعدده از قرآن آن را قرین نماز ساخته و در مذمت تارکین زکاه فرمود و الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم یوم یحمی علیها فی نار جهنم فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما کنزتم لأنفسکم فذوقوا ما کنتم تکنزون مجمل معنی آنکه کسانی که طلا و نقره را جمع میکنند و در راه خدا صرف نمی نمایند مژده ده ایشان را به عذابی دردناک در روزی که آنها را سرخ کنند در آتش و با آنها داغ کنند پیشانیها و پهلوها و پشتهای ایشان را و بگویند که اینها چیزی است که برای خود جمع کردید پس بچشید آنها را و حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که چون مردم زکاه خود را منع کنند زمین نیز برکات خود را منع می کند و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مروی است که هر که زکاه نقد خود را نداده باشد در روز قیامت خداوند عالم او را در بیابانی هموار محبوس می فرماید و ماری بسیار عظیم بر او مسلط می سازد که در دنبال او می دود و او را از آن مار می گریزد و چون می بیند که از دست او خلاصی ندارد دست خود را به دهان او می دهد آن مار دست او را مانند ترب می خاید پس طوقی می شود و به گردن او می پیچد و این است که خدای تعالی می فرماید سیطوقون ما بخلوا به یوم القیمه و هر صاحب شتر یا گوسفند یا گاوی که زکاه آن را نداده باشد خدای او را در روز قیامت در صحرای همواری محبوس کند و هر حیوان سم داری او را پایمال نماید و هر صاحب نیشی او را بگزد و هر صاحب زراعتی از خرما یا انگور یا غله که زکاه آن را نداده باشد خدای تعالی زمین آن را تا هفت طبقه طوق کند و برگردن او افکند و نیز آن حضرت فرمود که هر که یک قیراط از زکاه خود را منع کند نه مومن است و نه مسلمان و فرمود که هیچ کس فقیر نشد و گرسنه نگشت و برهنه و محتاج نماند مگر به واسطه گناه مالداران که زکاه خود را ندادند و حق است بر خدا که رحمت خود را منع کند از هر که حق خدا را در مال خود منع کند و قسم به آن خدایی که خلق را آفرید و ایشان را روزی داد که هیچ مالی در صحرا یا دریا ضایع نشد مگر به ندادن زکاه آن و فرمود که زکاه دادن چیزی نیست که باید صاحب آن را مدح کرد بلکه آن چیزی است که به واسطه آن داخل اهل اسلام می شود و خون او محفوظ می گردد و از این گونه تهدیدات و تشدیدات در حق مانعین زکاه در کتاب خدا و اخبار ایمه هدی علیه السلام بسیار است و با وجود اطلاع بر آنها ادای زکاه را سهل انگاشتن و از مالی که چند روزی به رسم امانت در تصرف کسی خواهد بود اندکی را از مالک حقیقی آن دریغ داشتن با دعوای مسلمانی مشکل تواند جمع شد و چی بی شرم و بی سعادت کسی که می داند روزی که پا به عرصه وجود گذاشت از ملک و مال دنیا هیچ نداشت و اکنون آنچه دارد و خود را مالک آن پندارد همه آن داده خدا است و سعیی که خود در تحصیل آن کرده آن نیز به توفیق و یاری جناب باری بوده
