صبر حضرت ایوب علیه السلام
ملا احمد نراقیحضرت ایوب که پیغمبر خدا بود چندین سال به انواع بلاها مبتلا شد مروی است که چهل سال پیش از بلا در نعمت و رفاهیت بود و روزی هزار خوان از مطبخ او می آوردند و در فضایی می گذاردند و مردمان می خوردند و می رفتند و به روایتی بیست هزار اسب در طویله او بود به سوای آنچه در رمه بود و زراعت او به قدری بود که امر فرموده بود هیچ حیوانی و انسانی را از زراعت او منع نکنند تا هر یک هر چه خواهند منتفع شوند و با وجود این محصول او به قدری بود که کفایت مونت او را کردی و چهار صد غلام ساربانی او می کردند
روزی جبرییل گفت که ای ایوب ایام راحت سرآمد و زمان محنت رسید آماده بلا باش گفت باک نبود ما تن به رضای دوست دادیم
چون همه اجزایم از انعام او
رسته اند از غرق دانه دام او
گر ز تلخی می کند فریاد و داد
خاک عالم بر سر اجزام باد
ایوب چند گاه منتظر بود تا روزی نماز صبح گزارده پشت به محراب رسالت باز داده بود که ناگاه فریادی برآمد و شبان از در درآمد فریاد کنان پرسید ای شبان ترا چه شده است گفت سیلی از دامن کوهسار درآمد و تمام گله را به دریا راند
