شمارهٔ ۴ - مسمط چهارم
منوچهری دامغانیبوستانبانا امروز به بستان بده ای
زیر آن گلبن چون سبز عماری شده ای
آستین برزده ای دست به گل برزده ای
غنچه ای چند ازو تازه و تر بر چده ای
دسته ها بسته به شادی بر ما آمده ای
تا نشان آری ما را ز دل افروز بهار
باز گرد اکنون و آهستگشان بر سر و روی
آبکی خرد بزن خاک لب جوی بروی
جامه ای بفکن و برگرد به پیرامن جوی
هر کجا تازه گلی یابی از مهرببوی
هر کجا یابی ازین تازه بنفشه خودروی
همه را دسته کن و بسته کن و پیش من آر
چون به هم کردی بسیار بنفشه طبری
باز برگرد به بستان در چون کبک دری
تا کجا بیش بود نرگس خوشبوی طری
