ناهید
مرجع تخصصی فرهنگی هنری برای داستان، شعر و کتاب صوتی فارسی ناهید بستری برای انتشار، خرید و شنیدن آثار ادبی و صوتی از نویسندگان، شاعران و خالقان مستقل است.
تمام حقوق محفوظ و متعلق به پلتفرم فرهنگی ناهید می باشد.
شاعران / جلال الدین محمد مولوی بخش ۱۳۲ - در خواستن قبطی دعای خیر و هدایت از سبطی و دعا کردن سبطی قبطی را به خیر و مستجاب شدن از اکرم الاکرمین و ارحم الراحمین جلال الدین محمد مولوی گفت قبطی تو دعایی کن که من
از سیاهی دل ندارم آن دهن
که بود که قفل این دل وا شود
زشت را در بزم خوبان جا شود
مسخی از تو صاحب خوبی شود
یا بلیسی باز کروبی شود
یا بفر دست مریم بوی مشک
یابد و تری و میوه شاخ خشک
سبطی آن دم در سجود افتاد و گفت
کای خدای عالم جهر و نهفت
جز تو پیش کی بر آرد بنده دست
هم دعا و هم اجابت از توست
هم ز اول تو دهی میل دعا
تو دهی آخر دعاها را جزا
اول و آخر توی ما در میان
هیچ هیچی که نیاید در بیان
این چنین می گفت تا افتاد طشت
از سر بام و دلش بیهوش گشت
باز آمد او به هوش اندر دعا
در دعا بود او که ناگه نعره ای
که هلا بشتاب و ایمان عرضه کن
مر بلیسی را به جان بنواختند
کم مباد از خانه دل پای تو
تو یکی شاخی بدی از نخل خلد
چون گرفتم او مرا تا خلد برد
سیل بود آنک تنم را در ربود
من به بوی آب رفتم سوی سیل
بحر دیدم در گرفتم کیل کیل
طاس آوردش که اکنون آب گیر
تا به محشر تشنگی ناید مرا
آنک جوی و چشمه ها را آب داد
چشمه ای در اندرون من گشاد
این جگر که بود گرم و آب خوار
کافیم بدهم ترا من جمله خیر
کافیم بی نان ترا سیری دهم
بی بهارت نرگس و نسرین دهم
بی کتاب و اوستا تلقین دهم
گور را و چاه را میدان کنم
موسیی را دل دهم با یک عصا
دست موسی را دهم یک نور و تاب
که طپانچه می زند بر آفتاب
چوب را ماری کنم من هفت سر
که نزاید ماده مار او را ز نر
خود کنم خون عین آبش را به فن
شادیت را غم کنم چون آب نیل
باز چون تجدید ایمان بر تنی
چون سر رشته نگه داری درون
من گمان بردم که ایمان آورم
تا ازین طوفان خون آبی خورم
من چه دانستم که تبدیلی کند
سوی چشم خود یکی نیلم روان
هم چنانک این جهان پیش نبی
پیش چشمش این جهان پر عشق و داد
پیش چشم دیگران مرده و جماد
پست و بالا پیش چشمش تیزرو
از کلوخ و خشت او نکته شنو
با عوام این جمله بسته و مرده ای
زین عجب تر من ندیدم پرده ای
گورها یکسان به پیش چشم ما
عامه گفتندی که پیغامبر ترش
از چه گشتست و شدست او ذوق کش
خنده ها بینید اندر هل اتی
منعکس صورت بزیر آ ای جوان
تا بر آنجایی نماید نو کهن
تا بر آنجایی ببینی خارزار
پر ز کزدمهای خشم و پر ز مار
چون فرود آیی ببینی رایگان
یک جهان پر گل رخان و دایگان
بخش ۱۳۲ - در خواستن قبطی دعای خیر و هدایت از سبطی و دعا کردن سبطی قبطی را به خیر و مستجاب شدن از اکرم الاکرمین و ارحم الراحمین - جلال الدین محمد مولوی | ناهید