بخش ۵۱ - ۱۵ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی قل إن کانت لکم الدار الآخرة الآیة از روی طریقت و راه حقیقت رموز این آیت اثری دیگر دارد ارباب القلوب گفتند من علامات الاشتیاق تمنی الموت علی بساط العوافی عجب نیست کسی را که در مغاک مذلت باشد و در زندان وحشت اگر از سر بینوایی و ناکامی وی را آرزوی مرگ باشد عجب کار آن جوانمردی است که بر بساط عافیت آرام دارد و کارهاش بر نظام و دولتش تمام و روزش فرخنده در ایام و با اینهمه نعمت و راحت چون کسی است بر آتش سوزان گرداگرد وی خارستان و دشمن جان ستان دل در آن بسته که تا خود کی از این محنت برهد و خرمن جدایی آتش در زند نوبت اندوه بسر آید و اشخاص پیروزی بدر آید بزبان شوق گوید
کی باشد کین قفس بپردازم
در باغ الهی آشیان سازم
آری من احب لقاء الله احب الله لقاءه به داود وحی آمد که یا داود قل لشبان بنی اسراییل لم تشغلون انفسکم بغیری و انا مشتاق الیکم ما هذا الجفاء احمد الاسود پیش عبد الله مبارک آمد گفت رأیت فی المنام انک تموت الی سنة فان استعددت للخروج گفت مرا در خواب چنان نمودند که تا یک سال تو می فرو شوی نگر تا رفتن را ساخته باشی عبد الله جواب داد احلتنی علی امد بعید روزگاری دراز در پیش ما نهادی یک سال دیگر ما را اندوه هجران می باید کشید و تلخی فراق می باید چشید آن گه گفت غذاء جان ما تا امروز درین بیت بود
