۳ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی إن الذین کفروا لن تغنی عنهم أموالهم الآیه جلیلا خدایا کریما مهربانا که در وعید کافران مومنان را وعده می دهد و در ذم ایشان اینان را می نوازد میگوید کافران را فردای قیامت مال و فرزند بکار نیاید و ایشان را سود ندارد یعنی که مؤمنانرا بکار آید هر گه که حقوق آن بجای آرند و آن را دام دین خویش سازند و سعادت ابدی بدان جویند مصطفی ص گفت نعم المال الصالح للرجل الصالح نعم العون علی تقوی الله المال
همانست که رب العالمین گفت و ابتغ فیما آتاک الله الدار الآخرة می گوید در آنچه ترا داد ازین جهان آن جهان بدست آر و سعادت آخرت طلب کن و این سعادت آخرت در معرفت خدای است و معرفت از نور دلست و نور دل از چراغ توحید و اصل این چراغ موهبت الهی است اما مادت آن از اعمال و طاعات تن است و طاعات از قوه نفس است و قوه نفس از طعام و شراب و کسوتست و طعام و شراب و کسوة عین مالست پس مال بدین تدریج سبب سعادت ابدی است اما باید که بقدر کفایت برنگذرد که آن گه سبب طغیان شود چنان که گفت إن الإنسان لیطغی أن رآه استغنی وز بهر این رسول خدا دعا کرد گفت بار خدایا قوت آل محمد قدر کفایت کن این قدر کفایت چون برای فراغت عبادت بود خود عین عبادتست که زاد راه است و زاد راه هم از راهست
شیخ ابو القاسم گرگانی را ضیعتی بود حلال که از آن کفایت وی در آمدی یک روز غله آن ضیعة آورده بودند شیخ یک کف از آن بر گرفت و گفت این با توکل همه متوکلان عوض نکنم و سر این کسی شناسد که بمراقبت دل مشغول بود و داند که فراغت از کفایت چه مدد دهد رفتن راه راه
