۵ - النوبة الثالثة
رشیدالدین میبدیقوله تعالی الذین یقولون ربنا رب العالمین جل جلاله و تقدست اسمایه و لا اله غیره درین آیت دوستان خود را می نوازد و روش ایشان باز می گوید و گفتار و کردار ایشان می ستاید و می پسندد آفرین خدا بر آن جوانمردان باد که در هر چه گویند و هر چه خواهند و هر قاعده که نهند از اول نام دوست برند و ازو گویند و باو گویند که با او خو کرده اند و بآن آسوده اند
با هر که سخن گویم گر خواهم و گر نه
ز اول سخن نام توام در دهن آید
آن گه در هر چه شنوند و خوانند گویند آمنا در گفته الله گویند آمنا در گفته رسول گویند آمنا از ذات صمدی و صفات سرمدی شنوند گویند آمنا بهشت و دوزخ و ترازو و صراط شنوند گویند آمنا امروز نادیده در غیبت آمنا فردا در قیامت با مشاهدت آمنا جلال رؤیت ذو الجلال و رضوان اکبر هم در قیامت هم در بهشت ثمره آمنا
بهرچ از اولیا گویند ارزقنا و دفقنا
بهرچ از انبیا گفتند آمنا و صدقنا
اگر نیاز نمودند و آمرزش خواستند فاغفر لنا ذنوبنا خداوندا خط کرم بر گناهان ما کش و این نهادهای ضعیف را مسوز بآتش خداوندا بحرمت این دلهای با وصال تو خوش که نسوزی ما را بآتش فریاد ازو که باو بد گمانست از گمان بدت او را چه زیان است و قنا عذاب النار خداوندا ما را از آتش دوزخ پرهیز ده و از عقوبت خویش ما را گریز ده این جا نکته عزیز گفته اند آتش هر چند قوی تر و سوزان تر بود چون آب بآن رسد نیست شود یا بباید کشته گردد آن ساعت که تو خلوتی را دست آری و در پس زانو نشینی و قطره چند آب از چشم فروباری فرشته را گویند این آب نگه دار نفسی سرد از سر حسرت و درد بر آری فرشته دیگر را گوینداین بردار تا فردا که آتش دوزخ تاختن آرد از یک سو آب آید و از یک سو باد و آن آتش هزیمت گیرد بنده گوید بار خدایا این چیست گویند او را این آب دیده تو و آن آه سینه تو
