مقدمه
نجمالدین رازیبسم الله الرحمن الرحیم
حمد بی حد و ثنای بی عد پادشاهی را که وجود هر موجود نتیجه خود اوست وجود هر موجود حمد و ثنای وجود او که وان من شییء الا یسبح بحمد آن خداوندی که از بدیع فطرت و صنیع حکمت به قلم کرم نقوش نفوس را بر صحیفه عدم رقم فرمود و آب حیات معرفت را در ظلمات خلقیت بشریت تعبیه کرد که و فی انفسکم افلا تبصرون
قلندروشان تشنه طلب را سکندروار به قدم صدق سلوک راه ظلمات صفات بشری میسر گردانید و به عنایت بی علت خضر صفتان سوخته جگر آتش محبت را به سرچشمه آب حیات معرفت رسانید که او من کان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس
و درود بسیار و آفرین بی شمار بر ارواح مقدس و اشباح بی دنس صد و بیست و اند هزار نقطه نبوت و عنصر فتوت باد که سالکان مسالک حقیقت و مقتدایان ممالک شریعت بودند که اولیک الذین اییناهم الکتاب والحکم و النبوه خصوصا بر سرور انبیا و قافله سالار قوافل اولیا محمدمصطفی صلوات الله علیه و علی آله و ازواجه و عترته الطیبین الطاهرین و خلفایه الراشدین الهادین المهدیین و اضحابه اجمعین و سلم تسلیما کثیرا
اما بعد اعلمو اخوانی فی الهدی و اعوانی علی التقی و فقناالله و ایاکم للترقی من حضیض البشریه الی ذروه العبودیه و رزقنا وایاکم التخلی عن صفات الناسوتیه و التحلی بصفات اللاهوتیه که مقصود و خلاصه از جملگی آفرینش وجود انسان بود و هر چیزی را که وجودی هست از دو عالم به تبعیت وجود انسان است و اگر نظر تمام افتد باز بیند که خود همه وجود انسان است
