شمارهٔ ۶۶
عمادالدین نسیمیخورشید ازل بتافت از روزن تن
تا چهره خود ببیند اندر روزن
گوید که چو روزن از میان برخیزد
من باشم و من باشم و من باشم و من
خورشید ازل بتافت از روزن تن
تا چهره خود ببیند اندر روزن
گوید که چو روزن از میان برخیزد
من باشم و من باشم و من باشم و من