شمارهٔ ۸۳
عمادالدین نسیمیای آن که تو تن را به سفالی ننهی
لب بر لب آن آب زلالی ننهی
هر وحی که آید به تو از من آید
زنهار به دل وهم و خیالی ننهی
ای آن که تو تن را به سفالی ننهی
لب بر لب آن آب زلالی ننهی
هر وحی که آید به تو از من آید
زنهار به دل وهم و خیالی ننهی