بخش ۲۶ - رسیدن شیرین به مشگوی خسرو در مداین
نظامی گنجویفلک چون کار سازی ها نماید
نخست از پرده بازی ها نماید
به دهقانی چو گنجی داد خواهد
نخست از رنج بردش یاد خواهد
اگر خار و خسک در ره نماند
گل و شمشاد را قیمت که داند
بباید داغ دوری روزکی چند
پس از دوری خوش آید مهر و پیوند
چو شیرین از بر خسرو جدا شد
ز نزدیکی به دوری مبتلا شد
به پرسش پرسش از درگاه پرویز
به مشگوی مداین راند شبدیز
به آیین عروسی شوی جسته
وز آیین عروسی روی شسته
فرود آمد رقیبان را نشان داد
درون شد باغ را سرو روان داد
چو دیدند آن شگرفان روی شیرین
گزیدند از حسد لب های زیرین
به رسم خسروی بنواختندش
ز خسرو هیچ وا نشناختندش
همی گفتند خسرو با نکویی
