بخش ۲ - فصل - در سبب تألیف کتاب
نظامی عروضیرسمی قدیم است و عهدی بعید تا این رسم معهود و مسلوک است که مؤلف و مصنف در تشبیب سخن و دیباچه کتاب طرفی از ثناء مخدوم و شمتی از دعاء ممدوح اظهار کند اما من بنده مخلص در این کتاب بجای مدح و ثناء این پادشاه اذکار انعامی خواهم کردن که باری تعالی و تقدس در حق این پادشاه و پادشاهزاده فرموده است و به ارزانی داشته تا بر رای جهان آرای او عرضه افتد و بشکر این انعام مشغول گردد که در کتاب نامخلوق و کلام ناآفریده می فرماید لین شکرتم لازیدنکم که شکر بنده کیمیای انعام خداوندگار منعم است
فی الجمله این پادشاه بزرگ و خدواند عظیم را می بباید دانست که امروز بر ساهره این کره اغبر و در دایره این چتر اخضر هیچ پادشاهی مرفه تر ازین خداوند نیست و هیچ بزرگی برخوردارتر ازین ملک نیست
موهبت جوانی حاصل است و نعمت تندرستی برقرار پدر و مادر زنده برادران موافق بر یمین و یسار چگونه پدری چون خداوند ملک معظم مؤید مظفر منصور فخرالدولة و الدین خسرو ایران ملک الجبال اطال الله بقاءه و ادام الی المعالی ارتقاءه که اعظم پادشاهان وقت است و افضل شهریاران عصر برای و تدبیر و علم و حلم و تیغ و بازو و گنج و خزینه با ده هزار مرد سنان دار و عنان دار خویشتن را در پیش فرزندان سپر کرده تا باد صبا شوریده بر یکی از بندگان نوزد و در ستر رفیع و خدر منیع ادام الله رفعتها داعیه ای که هر یا رب که او در صمیم سحرگاهی بر درگاه الهی کند به لشکری جرار و سپاهی کرار کار کند و برادری چون خداوند و خداوندزاده شمس الدولة و الدین ضیاء الاسلام و المسلمین عز نصره که در خدمت این خداوند ادام الله علوه بغایت و نهایت همی رسد و الحمدلله که این خداوند در مکافات و مجازات هیچ باقی نمیگذارد بلکه جهان روشن به روی او همی بیند و عمر شیرین به جمال او همی گذارد و نعمت بزرگتر آنکه منعم بر کمال و مکرم بی زوال او را عمی به ارزانی داشته است چون خداوند عالم سلطان مشرق علاء الدنیا و الدین ابوعلی الحسین بن الحسین اختیار امیرالمؤمین ادام الله عمره و خلد ملکه با پنجاه هزار مرد آهن پوش سخت کوش که جمله لشکر های عالم را بازمالید و کلی ملوک عصر را در گوشه نشاند ایزد تبارک و تعالی جمله را به یکدیگر ارزانی داراد و از یکدیگر برخورداری دهاد و عالم را از آثار ایشان پر انوار کناد بمنه وجوده و کرمه
