شمارهٔ ۲۵
وفایی شوشتریعشاق ز عشقت همه در سوز و گداز
زهاد ز شوقت همه در وجد و نیاز
دارم من محروم به حسرت چشمی
از دور که مانده است بر روی تو باز
عشاق ز عشقت همه در سوز و گداز
زهاد ز شوقت همه در وجد و نیاز
دارم من محروم به حسرت چشمی
از دور که مانده است بر روی تو باز