بِسْمِ اللّه الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
الحمد لله الذی یری اؤلیاء آیاته فیعرفونها و صلوته علی سیدالمرسلین محمد و آله اجمعین تراجم مجالس عقیده قوله قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله ابتداء اول شهر محرم سنة ثمان و
۱۰۱ شعر از خواجه عبدالله انصاری
الحمد لله الذی یری اؤلیاء آیاته فیعرفونها و صلوته علی سیدالمرسلین محمد و آله اجمعین تراجم مجالس عقیده قوله قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله ابتداء اول شهر محرم سنة ثمان و
و توبه بازگشتن است بخدای قوله تعالی توبوا الی الله توبة نصوحا بدانکه علم زندگانیست و حکمت آینه و خرسندی حصار و امید شفیع ذکر دارو و توبه تریاق توبه نشان راهست و سالار بار و کلید گن
از میدان توکل میدان لجأ زاید قوله تعالی و ظنوا ان لا ملجأ من الله الاالیه لجاء باز پناهیدنست بیکجا و آن سه رکنست لجاء زبانست و لجاء دل و لجاء جان لجاء زبان اعتذارست و لجاء دل افتقا
از میدان لجاء میدان رضا زاید قوله تعالی و رضوا عنه رضا خشنودی و پسندکاریست و آن سه چیزست دین وی چنانکه وی نهاد بدان راضی باشد و قسمت و روزی چنانکه ترا و دیگرانرا نهاد بدان راضی باش