بخش ۱۶ - و من المتقدمین بوحاتم عطار
خواجه عبدالله انصاریاز استادان ابوتراب نخشبی بوده است و استاد بو سعید خراز و جنید است و از مهینان مشایخ بوده عراقیان و شامیان او را بزرگ داشته اند گویند که از اقران بوتراب بوده است و باوی سفر کرده است و گویند او اول کسی است کی سخن گفت از علوم اشارت چون صوفی دیدی بامرقع فوطه گفتی یا سادتی قد نشرتم اعلامکم و ضربتم طبولکم فیالیت شعری فی اللقاء ای رجال تکونون
شیخ الاسلام گفت کی مردی فرا در سرای بوحاتم عطار شد در یزد گویند کی محمد وهب بود ابویعقوب الزیات در بزد وی گفت کیست گفت درویش است کی می گوید کی الله بو حاتم در باز کرد و بیرون افتاد و روی نهاد در خاک و پیوسته فرا پای وی افتاد گفت و کس مانده کی می گوید الله
شیخ الاسلام گفت وقتی بغداد آراسته بودند و آیین بود و فسق بسیار می بود شبلی بخواب دید کی فراوی گفتید کی ار نه آن بودی کی تو می گویی که الله ما همه بغدادیان بسوختید شبلی آن باز گفت ویرا گفتند کی ما نیز هم گوییم کی الله گفت شما می گویید الله نفسا بنفس
و من می گویم الله حقا بحق قل الله ثم درهم
حقیقة الحق شی لیس یعرفه
الا المجردفیه حق تجرید
شیخ الاسلام گفت کی همه خلق می گویند کی یکی و از صد هزار در می آویزند و این قوم می گویند کی یکی و از نشان خود می گریزند قل الله ثم ذرهم
