شمارهٔ ۱
می گفت به دندان بتم عقد درر من همچو توام خوشاب و پاکیزه گهر خندان خندان به زیر لب گفت خموش بر بسته دگر باشد و بر رسته دگر

ابوالعلاء شوشتری یا بوالعلاء شُشتری شاعر ایرانی پارسیگوی سده چهارم هجری است. او در زمان سامانیان میزیست. اطلاعات زیادی از زندگی او در دسترس نیست. او اشعار فنی و مصنوع نیز سروده و در هزل پیشگام کسایی بود. گمان میرود منظور از ابوالعلا در یکی از ابیات منوچهری همین ابوالعلاء ششتری باشد، زیرا او را در ردیف شعرای فارسیزبان آورده است:بوالعلا و بوالعباس و بوسلیک و بوالمثل وآنکه آمد از نوایح وآنکه آمد از هریهمچنین رادویانی او را نویسنده کتابی دربارهٔ عروض میداند. اشعار او به کوشش آقای مجید اماموردی به نقل از کتابهای اشعار پراکندهٔ شعرای فارسی زبان به کوشش ژیلبر لازار و همچنین شرح احوال و اشعار شاعران بیدیوان در قرنهای ۳/۴/۵ هجری به تصحیح محمود مدبری در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
می گفت به دندان بتم عقد درر من همچو توام خوشاب و پاکیزه گهر خندان خندان به زیر لب گفت خموش بر بسته دگر باشد و بر رسته دگر
تیری و کمانی و یکی نقش نشانه بنگار و بپیوند به سوفار یکی تیر نام بت من بازشناسی به تمامی آن بت که به خوبیش چون او نیست به کشمیر
خلق شود ز نشست دراز حلت مرد که گنده گردد چون دیر ماند آب غدیر همی گرست و همی نرگسانش لاله گداخت به زیر لاله بگداخته نهفته زریر شبی چگونه شبی آفریده از پولاد یر به رنگ کفر و درازی ا...