شمارهٔ ۱۱
ابوالحسن فراهانیچشم زین پیش ای بت خورشید جناب
راضی بودی که بیندت گاه به خواب
اکنون اگرت دمی به بیند گرید
آخر چشمم برون آمد از آب
چشم زین پیش ای بت خورشید جناب
راضی بودی که بیندت گاه به خواب
اکنون اگرت دمی به بیند گرید
آخر چشمم برون آمد از آب