شمارهٔ ۶۹
ابوالحسن فراهانیتا یار سیه بیهوش چو بخت من شد
بخت سهیم رشک من روشن شد
رو پاک سیاه است بر اطراف رخش
یا آن که شبم به روز آبستن شد
تا یار سیه بیهوش چو بخت من شد
بخت سهیم رشک من روشن شد
رو پاک سیاه است بر اطراف رخش
یا آن که شبم به روز آبستن شد