شمارهٔ ۱۴۷
ابوالحسن فراهانیاز عالم سفله ای پسر هیچ مخواه
چون درگذرست از گذر هیچ مخواه
از خشک و تر جهان دون گر مردی
الا لب خشک و چشم تر هیچ مخواه
از عالم سفله ای پسر هیچ مخواه
چون درگذرست از گذر هیچ مخواه
از خشک و تر جهان دون گر مردی
الا لب خشک و چشم تر هیچ مخواه