شمارهٔ ۱ - رباعی
صفرای مرا سود ندارد نلکا درد سر من کجا نشاند علکا سوگند خورم به هر چه دارم ملکا کز عشق تو بگداخته ام چون کلکا
۲۰ شعر از ابوالمؤید بلخی
صفرای مرا سود ندارد نلکا درد سر من کجا نشاند علکا سوگند خورم به هر چه دارم ملکا کز عشق تو بگداخته ام چون کلکا
ز آبنوس دری اندر او فراشته بود به جای آهن سیمین همه بش و مسمار
دلیری که ترسد ز پیکار شیر زن زاج خوانش مخوانش دلیر
در نکوهیدن کسان دارد صد زبان و به عیب خویش اخرس
رو ز کجی های درون صاف باش راست گرای ره انصاف باش