رباعی شمارهٔ ۳۱۷
ابوسعید ابوالخیرجانم به لب از لعل خموش تو رسید
از لعل خموش باده نوش تو رسید
گوش تو شنیده ام که دردی دارد
درد دل من مگر به گوش تو رسید
جانم به لب از لعل خموش تو رسید
از لعل خموش باده نوش تو رسید
گوش تو شنیده ام که دردی دارد
درد دل من مگر به گوش تو رسید