رباعی شمارهٔ ۴۱۶
ابوسعید ابوالخیرگر من گنه جمله جهان کرده ستم
عفو تو امیدست که گیرد دستم
گفتی که به روز عجز دستت گیرم
عاجزتر ازین مخواه که اکنون هستم
گر من گنه جمله جهان کرده ستم
عفو تو امیدست که گیرد دستم
گفتی که به روز عجز دستت گیرم
عاجزتر ازین مخواه که اکنون هستم