رباعی شمارهٔ ۵۵۳
ابوسعید ابوالخیرای آنکه تو راست عار از دیدن من
مهرت باشد به جای جان در تن من
آن دست نگار بسته خواهم که زنی
با خون هزار کشته در گردن من
ای آنکه تو راست عار از دیدن من
مهرت باشد به جای جان در تن من
آن دست نگار بسته خواهم که زنی
با خون هزار کشته در گردن من