شمارهٔ ۶
ادیب الممالک فراهانیبا خلق چون حدیث کنم ز این ستاره ها
با کودکان چه گویم ازین گاهواره ها
گهواره های زرین بینی بر آسمان
همچون زمین غنوده در آن شیرخواره ها
چون کودکان به مادر گاهی شوند رام
با مهر و گه نفور شوند این ستاره ها
خورشید را فروزه وزند ارنه در کفست
هردم چرا زبانه کشد زو شراره ها
سقط الزناد اوست تو گویی درین فضا
این جذوه ها که بینی چون کوه پاره ها
همواره گرد شمس بگردند این نجوم
چونانکه گرد قلعه طاغی سواره ها
این دانه های در که عروسان چرخ را
در گوش اندرون شده چون گوشواره ها
ناموس شمس را همه هستند متصل
