بخش ۱
حمدی از حد افزون و سپاسی از قیاس بیرون سزاوار صانع بیچون که به کلک صنایع نگار بدایع آثار بر صحایف لطایف روزگار نظم قصیده موجودات با حسن صفات رقم کرده الذی لا اله الا هو والذی لم یل
۱۱ شعر از اهلی شیرازی
حمدی از حد افزون و سپاسی از قیاس بیرون سزاوار صانع بیچون که به کلک صنایع نگار بدایع آثار بر صحایف لطایف روزگار نظم قصیده موجودات با حسن صفات رقم کرده الذی لا اله الا هو والذی لم یل
کلک ملک سخن که سخیست دم توفیق همدمت بوده غیرکلکت کسی ز زلف سخن گره نظم و نثر نگشوده هیچکس بی نسیم مرحمتت گرد محنت ز چهره نزدوده سوده شد ذره ذره چهره مهر بسکه درخشت درگهت سوده کعبه
سرور ملک کرم حاکم دهر کامل کارگه اهل کمال حکم او داد محامد داده عدل او کرده عدم گرد ملال مرهم درد دل مردم دهر مصلح حال همه در همه حال کرده مسدود در حرص و حسد داده داد هوس اهل سوال
نسیم کاکل مشکین کراست چون تو نگار شمیم سنبل پرچین کجاست مشک تتار شمیم خیزد از آهو ولی نه زین خوشتر نسیم گل وزد اما چنین نه عنبر بار نسیم کاکل مشکین کرا خیزد از این خوشتر شمیم سنبل
هوا بسبزه گهر ریخت بلبل آب از چشم تو لاله وار نشین چشم جان پر خون دار دگر بروی خوش گل که دیده دوخته مرغ چو دیده ز آتش گل سوخت پاو سر هموار بسکه بلبل چشم بر روی خوش گل دوخته لاله وا