شمارهٔ ۵۱۰اهلی شیرازیرباعیاتجان در غم او نماند و دلشاد شدمکآزاده ازین خرابه بنیاد شدماز وسوسه زندگیم قیدی بودآن وسوسه هم نماند و آزاد شدم