بخش ۵ - دایره مختلفه «طویل، مدید، بسیط»
اهلی شیرازیلییمم ار ز کسان جز تو خیر خواهم من
که یکجو تو به از درد و صد هزار هزار
عیادت تو ز صد نقد و گنج بس کس به
که عیسییی تو و جان میدهی باستفسار
زان خرمن صدق گنج بس کس
تقطیع مفعول مفاعلن فعولن
قافیه ذوقافیتین مکرر
بحر هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف
صنعت طرد العکس معقد در صورت چلیپا مع سیاقه الاعداد و حسن الطلب
یک جو بدو صد هزار کس بس
امان ز عمرم و یاری مراد داد که شد
تمام این زر و خواند خرد درش معیار
لطایفم که خرد نامه اش لقب آمد
بدوستان چه گهر ریخت بی طلب به نثار
معیار مرا که شد خرد نامه لقب
