شمارهٔ ۳۱ - تاسف از درگذشت صدرالدین عبداللطیف خجندی و تهنیت به جمال الدین خجندی
اثیر اخسیکتیدر دیده ی زمانه نشان حیا نماند
در سینه سپهر امید وفا نماند
یک مهره بر بساط بقا کم نهاد کس
کز چشم بد حریف بزخم دغا نماند
وقت است اگر خراب شود حجره ی هنر
چون دزد فتنه حفره زدو کدخدا نماند
در مجلس حدوث حریفان انس را
یک سر فرو نرفته ز جام فنا نماند
رک برفنای عالم می خورده راست نه
زیرا که هیچ اهل در این ماجرا نماید
یک دم که بامداد فتوحی شود تو را
دست طمع بشوی که درعهدما نماید
آزادگان شدند بدست من و تو جز
آه و دریغ و ناله واحسرتا نماند
وان چرب آخری که از او باد کبر وفضل
آکنده یال بود و در این سبز جا نماند
امروز کز نشیمن دولت علی الخصوص
