شمارهٔ ۷۸
اثیر اخسیکتیدل بر امید وصل تو جان را همی زند
مردانه وار سود و زیان را همی زند
با هجر تو حریف سه یک نقش خوش
وان پاکباز هر دو جهان را همی زند
ماییم و نیم جانی در پای صد بلا
این بار دست پر زده آن را همی زند
الحق به سخت کوشی سستی نمی کند
دل می توان شناخت که جان را همی زند
