شمارهٔ ۲۰
اثیر اخسیکتیدل دوش دم از هوای دلبر می زد
هرجا که رسید حلقه بر در می زد
همچون مگس از حسرت آن تنگ شکر
فریاد کنان دو دست بر سر می زد
دل دوش دم از هوای دلبر می زد
هرجا که رسید حلقه بر در می زد
همچون مگس از حسرت آن تنگ شکر
فریاد کنان دو دست بر سر می زد